• شهروند خبرنگار
  • شهروند خبرنگار آرشیو
امروز: -
  • صفحه نخست
  • سیاسی
  • اقتصادی
  • اجتماعی
  • علمی و فرهنگی
  • استانها
  • بین الملل
  • ورزشی
  • عکس
  • فیلم
  • شهروندخبرنگار
  • رویداد
پخش زنده
امروز: -
پخش زنده
نسخه اصلی
کد خبر: ۳۴۸۱۶۱۷
تاریخ انتشار: ۲۹ خرداد ۱۴۰۱ - ۱۵:۳۸
علمی و فرهنگی » حماسه و ایثار
با شهدای مدافع حرم

روایتی از یک تکاور مدافع حرم

پیکر شهید ذاکر حسینی هنوز به میهن بازنگشته و خانواده شهید چشم‌انتظار بازگشت پیکر عزیزشان هستند.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری صدا و سیما؛ جاویدالاثر مهدی ذاکرحسینی از شهدای مدافع حرم است.

شهید ذاکرحسینی از تکاوران سپاه پاسداران بود که سال ۱۳۹۵ و در ۳۲ سالگی در حلب سوریه به شهادت رسید. پیکر شهید ذاکر حسینی هنوز به میهن بازنگشته و خانواده شهید چشم‌انتظار بازگشت پیکر عزیزشان هستند.

کد ویدیو
دانلود
فیلم اصلی
 بیشتر بدانیم:
  • روایت شهادت شهید ذاکر حسینی از زبان مادر
  • شجاعت و توانمندی های شهید ذاکر حسینی
  • شوخ طبعی شهید مهدی ذاکر حسینی
  • دلتنگی های مادر شهید مهدی ذاکر حسینی
  • مادری که سه پسرش را نذر امام زمان (عج) کرد
  • گزارش شهید ذاکر حسینی در خبر ۱۴

روایت‌های پدر از فرزندش شهیدش

این پدر شهید می‌گوید: آقا مهدی با مدرک دیپلم به سپاه رفت و پس از استخدام درسش را ادامه داد و کارشناسی‌اش را در رشته حقوق گرفت. دیپلم فنی مکانیک داشت و وقتی به سپاه رفت در کار مکانیک خودروها بود.

خیلی این کار با علاقه‌مندی‌اش جور درنمی‌آمد. از همانجا آنقدر پیگیری کرد تا او را برای کارهای رزمی فرستادند. از طریق نیروی زمینی سپاه به بخش تکاوری رفت و دوره‌ها را با موفقیت گذراند و در این فاصله چندین و چند بار لوح و جایزه گرفت. دو بار در سطح لشکر ۲۷ محمدرسول‌الله (ص) به عنوان پاسدار نمونه انتخاب شد. به کارش خیلی علاقه‌مند بود.

وقتی خاطرات دوران جبهه‌ام را برای بچه‌ها تعریف می‌کردم یا از حرکات نظامی‌ام می‌گفتم، آقا مهدی بیشتر از همه لذت می‌برد. گاهی از من درباره فعالیت‌هایم می‌پرسید و وقتی توضیح می‌دادم خیلی ذوق می‌کرد.

زندگی آقا مهدی از همان اول با دو برادر دیگرش تفاوت داشت. از همان ابتدا که اخلاق و رفتارهایش را می‌دیدم، می‌فهمیدم رزم در وجودش است.

فعالیت بدنی بالایی داشت و از دو برادر دیگرش خیلی قوی‌تر بود. ایشان تمام صفحات دفترچه‌ بیمه‌اش سفید بود و در سلامتی کامل بود. از همان اول به کم‌خوری، کم‌حرفی و کم‌خوابی عادت داشت. در خواب بسیار هوشیار بود و هوش بالایی داشت.

سلامتی بدنی‌اش به خاطر عادت‌های غذایی‌اش بود. از گوشت خیلی خوشش نمی‌آمد و خیلی کم مصرف می‌کرد ولی حبوبات و گیاهان و صیفی‌جات را خیلی دوست داشت. به همین دلیل حالت سبکبالی داشت و از همان بچگی خیلی تیز و چابک بود. گاهی اوقات که پسرهایم با هم کشتی می‌گرفتند، زور مهدی به دو برادر دیگرش می‌چربید. در تکاوری خیلی بدنش قوی‌تر و محکم‌تر شد. به خاطر همین آمادگی جسمانی‌اش همیشه در کارش آمادگی لازم را داشت و به راحتی کارهایش را انجام می‌داد.

مهدی شوخ‌طبع بود، مخصوصاً با رفقایش. به‌قدری به کارش علاقه داشت که بیشتر وقتش را در لشکر سپری می‌کرد و کمتر در خانه دیده می‌شد. نهج‌البلاغه را خیلی مطالعه می‌کرد.

پسرم مهدی نمی‌گذاشت کسی متوجه کارهایش شود. سعی می‌کرد خیلی پنهانی کارهایش را انجام دهد. مثلاً در را می‌بست و نمازش را در خلوت خودش می‌خواند. یا در خلوتش مشغول خواندن کتاب مداحی اهل‌بیت (ع) می‌شد. مخالف شدید ریا بود و دوست داشت کارهای عبادی و دینی‌اش را خیلی عمیق در خفا انجام دهد. حتی به هیئت‌های محل زندگی‌مان نمی‌رفت.

ما ساکن اکباتان هستیم و مهدی به هیئت‌های میدان خراسان و میدان امام حسین (ع) که مراسمشان را سنتی برگزار می‌کردند و غریب بودند، می‌رفت و مشارکت فعالی داشت. کمک‌های زیادی به این هیئت‌ها می‌کرد و متولیانشان پس از شهادت به ما از آقا مهدی گفتند.

پس از شهادت بعضی هیئت‌ها عکس مهدی را زده بودند و وقتی دوستانش متوجه شدند، گفتند مهدی در غرب تهران زندگی می‌کرد، چرا عکسش را در شرق تهران زده‌اند. متولیان هیئت نیز می‌گفتند آقامهدی در مراسم‌های مختلف به هیئت ما می‌آمد و کمک‌های زیادی هم می‌کرد. من تمام این‌ها را بعد از شهادتش متوجه شدم.

 

روایت مادر شهید ذاکر حسینی از شهادت مادر

فاطمه فلاح مادر شهید مهدی ذاکرحسینی است؛ مادری که زمانی این فرزند را در آغوش گرفت و گفت: یا امام زمان(عج)! فرزندم را نذر تو کردم، کاش روزی را ببینم که در کنار شما و زیر سایه و تحت عنایت شما به جنگ دشمنان اهل بیت(ع) می‌رود.

روزی را به یاد می‌آورد که در گوش پسرش اذان خواندند و هنگامی ‌که فرزند را به سینه چسبانده بود، به او گفت: نامت را مهدی می‌گذارم تا در سایه‌سار وجود امام زمان(عج) منتقم خون امام حسین(ع) باشی.

با گفتن این خاطرات، مادر به یاد کودکی‏های فرزندش می‌افتد و در این باره می‌گوید: از کودکی پاک و نجیب بود. انگار با همه بچه‏ها فرق داشت. حتی زمانی که به جوانی رسید، با همسالانش متفاوت بود. مسایلی که برای دیگر نوجوانان و جوانان امروزی مهم بود برایش اهمیت خاصی نداشت. تنها به یک موضوع می‌اندیشید و آن، شهادت بود.

اول به عراق و بعد به سوریه

مهدی ذاکرحسینی فرزند دوم خانواده‌ای است که خداوند 4 فرزند به آنها عنایت کرده است، 3 پسر و 1 خواهر که هنوز چشم به راه برادرش است تا او را در آغوش بفشارد. اما این چشم‎انتظاری پایانی ندارد.شهید مهدی ذاکرحسینی بعد از اخذ دیپلم وارد سپاه پاسداران شد. مادرش می‌گوید: مهدی علاقه شدیدی به تکاوری داشت. از این رو، با ورود به سپاه پاسداران در سال 83 و گذراندن تمامی‌ دوره‌های تکاوری در لشکر 27 محمد رسول الله(ص)، پیشرفت قابل توجهی در این زمینه به دست آورد؛ به‌نحوی که 13 سال در سپاه پاسداران خدمت کرد.

وی درباره اولین اعزام فرزند شهیدش به عراق و سپس سوریه، اینگونه توضیح می‌دهد: مدتی به دنبال اعزام به عراق بود و چون می‌دانست که مردم مظلوم عراق از شر عوامل داعش در امان نیستند، برای اعزام ثبت نام کرد و به عنوان داوطلب به عراق اعزام شد. بازگشت مهدی از عراق به ایران به دلیل اصابت ترکش به پایش و زخم و جراحت تقریباً شدید بود.با افزایش آدمکشی‌های داعش و خطر سقوط دمشق و اهانت به بارگاه ملکوتی حضرت زینب(س)، این بار او رخت سفر سوریه را بر تن کرد.

نکند به حرم عقیله اهل بیت بی‎حرمتی شود

مادر شهید ذاکر حسینی از ایامی می‎گوید که پسرش قرار بود به افتخار شهادت نایل شود. او در این باره می‌گوید: مهدی اولین بار در سال 94 عازم سوریه شد.

2 ماه را در دفاع از حرم حضرت زینب(س) گذرانید. سپس چند هفته‌ای را در ایران بود. جسم مهدی در ایران حضور داشت اما تمامی ‌روح و فکر او در سوریه و در دفاع از مردمی ‌بود که تحت ظلم و ستم گروهک‎های تروریستی بودند. او به حرم پاک و نورانی حضرت زینب(س) می‌اندیشید که نکند در عدم حضور او و نیروهای انقلابی، مورد هتک حرمت قرار گیرد.

هنوز چند هفته‎ای از بازگشتش به ایران نگذشته بود که برای بار دوم عازم سوریه شد. این بار 70 روز را در سوریه و دفاع از مظلومان آن سرزمین سپری کرد.

شهید ذاکرحسینی 20 فروردین 95برای بار سوم از سوریه به وطن بازگشت و تا 22 خرداد را در کنار خانواده‌اش گذراند اما دلش همچنان هوای حرمی ‌را داشت که بوی عاشورا را از آنجا احساس می‌کرد. مهدی که نذر امام زمان(عج) شده بود، این بار دلش را به کربلایی گره زد که صدای «هیهات من ‌الذله»اش، این بار در سوریه به گوش می‌رسید.

             

این بار امام حسین(ع) مرا طلبیده است

خانم فلاح با اشاره به شب آخری که با فرزندش گفت‎وگو کرده است، می‌گوید: با توجه به اینکه مهدی در آخرین اعزام به سوریه زخمی‌ شده و دست و دندانش از اصابت خمپاره آسیب دیده بود، از او خواستم که این بار از رفتن به سوریه چشم‌پوشی کند و بعد از معالجه باز راهی دیاری شود که دلش را آنجا جا گذاشته است. اما مهدی گفت که حالش خوب نیست و بودن در تهران، هنگامی ‌که حرم حضرت زینب(س) و  مردم بی‎گناه سوریه در سختی هستند برایش هیچ معنایی ندارد. بنابراین، تصمیمش را برای رفتن گرفت و علی‌رغم اینکه می‌دانست من و پدرم مخالف رفتنش بودیم با این جمله که «شما نمی‌خواهید مرا از یاری مظلومان بازدارید و حریم عقیله اهل بیت(ع) را در معرض تهدید و دسترسی دشمن قرار دهید»، رفت به جایی که عاشق رفتن و شهادت در آنجا بود. آن شب به او اصرار کردم که نرود اما فردای آن روز به من گفت: مادر! این بار امام حسین(ع) مرا طلبیده است. با شنیدن این جمله تنم لرزید. به مهدی گفتم: آیا خوابی دیده‌ای؟ مادر! تو را به خدا قسم، مرا نترسان. اما مهدی نه‌تنها از این حرف اندکی شک و نگرانی به دل راه نداد بلکه انگار تا به حال او را به این شادی ندیده بودم.

مادر! مرا به حضرت زینب(س) بسپار

مادر شهید مهدی ذاکر حسینی به یاد قطره اشکی که از روی شعف از چشمان منتظر پسرش فرو ریخت، می‌گوید: وقتی گفت که این بار امام حسین(ع) مرا طلبیده، قطره‌ای اشک از چشمش ریخت و رفت تا خود را برای آخرین رفتنش آماده کند. شاید آن شب مهدی تا صبح به عشق دعوت امام حسین(ع) نخوابیده بود.

مادر شهید مهدی درباره آخرین روز زندگی فرزندش در ایران می‌افزاید: صبح زود از خانه بیرون زده بود. انگار دیگر جایی در این دنیا نداشت. باید می‌رفت و به جایی می‌رسید که همیشه آرزویش را داشت.

تا شب منتظر تماس مهدی بودیم که از فرودگاه امام خمینی(ره) برای خداحافظی زنگ زد. مثل هر مادری که دلش برای فرزندش تنگ می‌شود و از رفتن و بازنگشتنش در هراس است، به او گفتم: من راضی نیستم. او در جواب من با آرامشی که در صدایش بود، گفت: مادر! من را به حضرت زینب(س) بسپار و بدان که امام حسین(ع) و حضرت زینب(س) بهترین‎ها را برایم در نظر گرفته‌اند. من هم مثل هر مادری که با شنیدن اسم امام حسین(ع) راضی به رضای خداوند می‌شود، او را به دست خدایی سپردم که به من داده بود.

خانم فلاح آخرین روزها و ساعات حیات فرزندش در سوریه را اینگونه بیان می‌کند: با رسیدن گروهی که فرزندم فرمانده آنها بود، بلافاصله به منطقه اعزام شدند تا با 20 نفر از نیروهای خود برای دفاع از روستای «خلسه»، در جنوب غربی حلب، وارد عمل شوند.

22 خرداد مأموریت فرزندم و 20 نفر دیگر شروع شده بود و آنها تا پنج‎شنبه 27 خرداد در این روستا حضور داشته و بسیاری از نیروهای تکفیری را به درک واصل کرده بودند.

برای نجات جان همرزمانش ایثار کرد

وی می‌افزاید: به قول رزمندگانی که در آن شب در کنار مهدی بودند، آن شب مهدی غذا و آبی نخورده و فقط به چگونگی موفقیت عملیات فکر می‌کرد تا اینکه دستش به واسطه تیری که به او اصابت می‌کند، زخمی‌ می‎‌شود. همرزمانش از او می‌خواهند که به عقب برگردد اما مهدی می‌گوید: من مسؤول شما هستم و نمی‌توانم شما را به حال خود رها کنم.

در همین اثنا، دشمنان که سلاح‎های بیشتر و به‌روزتری داشتند و تعدادشان هم در صحنه بیشتر بود، با شتاب به سمت آنها حمله‎ور ‌شدند. مهدی که دید جان دیگر رزمندگان در خطر است، آنها را با 2 وانت تویوتا به عقب ‌فرستاد در حالی که خود در پناه ساختمانی در حال سرگرم‎کردن دشمنانی بود که از جبهه النصره برای به‎شهادت‎رساندن رزمندگان ایرانی تلاش می‌کردند.

      

ساختمان محل استقرار مهدی را موشک‌باران کردند

مهدی ذاکرحسینی خود را فدای دوستان و همرزمانش ‌کرد. مادرش در این باره توضیح می‌دهد: با دور شدن 20 نفری که به سلامت از تیررس دشمن در امان مانده بودند، مهدی تحت محاصره قرار ‌گرفت. آنها در ابتدا با گلوله‌باران ساختمان، آن را ویران می‌کنند. رزمندگان ایرانی از دور مهدی را می‌بینند که در زیر آوار دست تکان می‌دهد. اما دشمن در آخرین لحظات ساختمانی را که مهدی در آن مستقر بود، موشک‌باران می‌کند.

و اینگونه بود که مهدی ذاکر حسینی به امام حسین(ع) پیوست، بی‎آنکه پیکر مطهرش به دست خانواده‌اش برسد. او شاید می‌دانست که جاویدالاثر می‌شود. به این خاطر با دیگران تفاوت داشت. شاید مهدی می‌دانست که با جاویدالاثر شدن روزی‎خوار درگاه خدایی می‌شود که حی و باقی است.

بازدید از صفحه اول
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
گزارش خطا
Bookmark and Share
X Share
Telegram Google Plus Linkdin
ایتا سروش
عضویت در خبرنامه
نظر شما
آخرین اخبار
تثبیت مالکیت اراضی دولتی در خوزستان
دشمن درپی تضعیف بنیان‌های دینی و اخلاقی جامعه است
تأکید دولت بر تسریع تأمین مسکن حمایتی
کشف انبار‌های احتکار روغن و برنج
همکاری سه جانبه ایمیدرو، معاونت آموزش و پرورش و خانه معدن
۲۴ نانوایی جدید در زنجان به طرح پخت نان کامل پیوستند
تقویم روز و اوقات شرعی گیلان، ۱۵ دی ۱۴۰۴
عکس‌های منتخب خبری جهان / ۱۵ دی ۱۴۰۴
پیگیری واگذاری قطعات طرح «ثمین ۳» ویژه متقاضیان قانون جوانی جمعیت در زنجان
تقویم و اوقات شرعی دوشنبه ۱۵ دی ۱۴۰۴ به افق قم
تقویم و اوقات شرعی زنجان در ۱۵ دی ماه ۱۴۰۴
دامپزشکی زنجان: خرد کردن مرغ و ماهی در مغازه‌ها ممنوع
کسب رتبه دوم صنایع تبدیلی و غذایی آذربایجان شرقی در تولید خوراک دام
آزادسازی۵۶ هزار مترمربع از زمین های ملی در لرستان
آمادگی همه جانبه آذربایجان شرقی برای برگزاری انتخابات
تصویب ۲۹ طرح اقتصادی در کارگروه امور زیربنایی سیستان و بلوچستان
ضرورت بهبود وضعیت اقتصادی و توجه به معیشت مردم
زیبایی و تنوع بازار بزرگ رشت
آزادی ۴۹ نفر به مناسبت ولادت امام علی (ع) در آذربایجان‌شرقی
بازپس‌گیری هزاران هکتار اراضی در سیستان و بلوچستان
  • پربازدیدها
  • پر بحث ترین ها
برگزاری انتخابات ریاست جمهوری ونزوئلا ۳۰ روز دیگر
کالابرگ ۴ میلیونی به چه کسانی اختصاص می‌یابد؟
سه محور کوهستانی به علت بارش برف مسدود است
تکذیب خبر مجازی شدن امتحانات دانشگاه آزاد
بازدید سرلشکر پاکپور از مراسم سالگرد شهید سلیمانی در کرمان
آغاز اجرای وعده رئیس‌جمهور برای عدالت در توزیع یارانه
آغاز رسمی اجرای طرح جامع حمایت معیشتی و امنیت غذایی
قهرمانی المپیاکوس با گلزنی طارمی
نیم صفحه نخست روزنامه‌های ورزشی ۱۴ دی
سرشماری حضوری در ۷۰ نقطه از کشور در آبان ۱۴۰۵
جوّی آرام در بیشتر مناطق کشور
۶ محور مواصلاتی کشور مسدود است
تاکید عراقچی بر حمایت ایران از مردم و دولت منتخب ونزوئلا
قالیباف: باور شهید سلیمانی پیروزی ملت ایران بود
همراهی دولت و مجلس در توجه به معیشت مردم ضروری است
برقراری فعالیت ادارات و مدارس فارس ؛ فردا  (۱۷ نظر)
بیانیه وزارت امور خارجه ترکیه در مورد ونزوئلا  (۹ نظر)
دو مرحله از یارانه رفع سوءتغذیه کودکان زیر ۵ سال امروز واریز شد  (۷ نظر)
برگزاری انتخابات ریاست جمهوری ونزوئلا ۳۰ روز دیگر  (۲ نظر)
پیش‌فروش ۵ محصول سایپا از فردا  (۲ نظر)
اعتبار یارانه «طرح یسنا» پانزدهم دی ماه شارژ می‌شود  (۲ نظر)
اطلاعیه شورای اطلاع رسانی دولت درخصوص انتقال ارزترجیحی به خانوارها  (۲ نظر)
مردم ایران دشمنانی به مراتب کارکشته‌تر را ناامید کرده‌اند  (۲ نظر)
بازداشت سه آشوبگر مرتبط با شبکه صهیونی اینترنشنال   (۲ نظر)
تجاوز نظامی آمریکا به ونزوئلا  (۲ نظر)
ایران در نبرد ۱۲ روزه از موشک‌های استراتژیک استفاده نکرد  (۱ نظر)
پرداخت کالابرگ چهار میلیون تومانی برای ۸۰ میلیون نفر  (۱ نظر)
لاریجانی: مردم آمریکا مراقب سربازانشان باشند  (۱ نظر)
وزیر دفاع: بی ملاحظه به تهدیدات پاسخ می‌دهیم  (۱ نظر)
تسلیت وزیر امور خارجه به مناسبت شهادت مرزبان دلیر ایران  (۱ نظر)